counter create hit
مطالب مرتبط:
اولويت ها و برنامه هاي اجرايي نفت خزر در سال 97 بررسي شد

اولويت ها و برنامه هاي اجرايي نفت خزر در سال 97 بررسي شد

اولويت هاي عملياتي شركت نفت خزر و برنامه هاي اجرايي فعاليت هاي توسعه اي در درياي خزر در نخستين جلسه مديران و روساي اين شركت در سال 97 بررسي شد.

قدردانی خانواده شهید بابایی از ققنوس سینمای ایران: «به وقت شام»توصیف رشادت ها و مجاهدت های فرزندان رشید مدافع حرم است

خانواده شهید بابایی با نگارش نامه ای از ابراهیم حاتمی کیا تقدیر کرد و فیلم سینمایی «به وقت شام»را توصیف رشادت ها و مجاهدت های فرزندان ...

بازیگر برنده اسکار روزنامه استرالیایی را به دادگاه کشاند

جفری راش بازیگر استرالیایی برنده اسکار بعد از انتشار مقاله نشریه «تلگراف» مبنی بر اتهام بدرفتاری، عملا زمین گیر شده است. بنا به شهادت مشاور حقوقی این بازیگر 66 ساله، راش اشتهایش را از دست داده و به ندرت غذا می خورد. در متن شکایتی که امروز تسلیم دادگاه فدرال شده آمده است ...

حامد بهداد در نقش محمود احمدی نژاد؟ + فیلم

صحنه هایی از فیلم «مارموز» را برای نخستین بار می بینید که در آن حامد بهداد نقش خاصی بازی می کند.

فیلم | ۲۵ گل غیرممکن از ضربه های ایستگاهی!

۲۵ گل غیرممکن از ضربه های ایستگاهی را در ویدئوی زیر ببینید.

نسرین نصرتی چگونه از سقوط بالن، جان سالم به در برد؟

شهروند نوشت: نسرین نصرتی، بازیگر نقش فهیمه در سریال «پایتخت» برای اولین بار از اتفاق تلخی گفت که در صحنه سقوط بالن برایش رخ داد.

فیلم هایی که امروز از تلویزیون پخش می شود

۵۰ فیلم در پایان هفته از شبکه های مختلف سیما پخش می شود.

تیپ مردانه نیمه کلاسیک «بوراک اوزچیويت»

بوراک اوزچیویت ستاره ی معروف ترکیه به دلیل ایفای نقش های موفقیت آمیز در سریال هایی همچون عشق غیرممکن و حریم سلطان در خاورمیانه به محبوبیت دست یافته است. او سعی می کند تا در هر شرایطی خوش استایل باشد. لباس های انتخابی او شیک و در عین حال نیمه کلاسیک هستند. ...

نامه‌های بازیگر شهید به همسرش در «پرتره» شبکه مستند

سومین قسمت از ویژه برنامه «پرتره» اختصاص به مستند «ابراهیم در آتش» دارد که پرترهâای از زندهâیاد سید محمد ابراهیم اصغرزاده و از شبکه مستند پخش می شود. ...

ابلاغ آیین نامه برنامه های پژوهشکده قرآن و عترت دانشگاه آزاد

رئیس پژوهشکده قرآن وعترت دانشگاه آزاد اسلامی از ابلاغ آیین نامه این پژوهشکده برای برنامه های ماه مبارک رمضان به واحدهای دانشگاهی سراسر کشور خبرداد.

پایانِ کارِ فیلمبرداری «جمشیدیه»

فیلمبرداری فیلم سینمایی «جمشیدیه» به کارگردانی یلدا جبلی به پایان رسید.

جایزه بهترین فیلم اول در جشنواره جهانی فیلم فجر اهدا می شود

امسال برای نخستین بار در جشنواره جهانی فیلم فجر جایزه ای به فیلم های اول اهدا می شود که داوران این بخش شامل 2 سینماگر خارجی و یک ایرانی خواهد بود. 

امکان عکاسی با افکت پرتره و تگ مستقیم به اپلیکیشن اینستاگرام اضافه شد

در سال های اخیر تب ثبت تصاویر سلفی در بین استفاده کنندگان از گوشی های هوشمند به شدت افزایش یافته و ارائه دهندگان اپلیکیشن های به اشتراک گزاری تصاویر نیز بر همین اساس قابلیت های جدید را بسته به علاقه کاربران معرفی می کنند. پیروی همین قضیه نیز اپلیکیشن اینس ...

فیلم | چگونه باید ارز مسافرتی از بانک ها بخریم؟

سخنگوی بانک مرکزی گفت: برای دریافت ارز مسافرتی قبل از سفر، به بانک های سطح شهر مراجعه کنید.

از «پشت پرده افزایش نرخ دلار در ترکیه به روایت مشاور ارشد اردوغان» تا «توقف ثبت سفارش واردات و صادرات تا اطلاع ثانوی»

این پیمانه تیتر هایی همچون پایان هفته با ۱۵ ارز کاهشی در مقابل ۱۵ ارز افزایشی، سفر برای بار دوم در سال، با دلار قاچاق یا راهی دیگر؟، توقف ریزش نرخ سکه تمام در بازار تهران، افزایش قیمت نفت با احتمال درگیری نظامی در سوریه، اتحادیه اروپا تحریم های خود علیه ایران را ...

نقد و بررسی فیلم "یک بمب ... داستان عشق"; بمباران به دهه شصت

نقد فیلم «بمب؛ یک عاشقانه»؛ بمباران نوستالوژی های دهه شصت

خطر لو رفتن داستان فیلم و جذابیت از ایرج (B. S.) و میترا (لیلا حاتمی) و میراث فرهنگی است که در تهران سال 66 در وسط مقدار از آنها دچار سرما و او عصبانی بود." آن آن را دانلود کنید پس از پایان بود که حتی پس از شنیدن صدای آژیر قرمز به پناهگاه. و چیزی برای از دست دادن. یکی از شاگردان ایرج , عشق دختر همسایه... با توجه به آنچه که در تعریف سینما دیده می شود به مطبوعات قبل از "بمب" "برف روی کاج ها" و انتظار چنین فیلم اتفاق می افتد نه با آدم عکس ها و تصاویر من. معادی علاقه خود را به درام نامه انزال عمدتا علاقه فردیت خود را مبهم نشان می دهد در حال حاضر با دومین اثبات نمی شود مجذوب یک فیلم است. اما چنین سینمایی آنچه مورد نیاز است ؟ آیا صرف یک فضاسازی قدرتمند می تواند اتمسفر بسازد و بار کمبودهای روایی را به دوش بکشد؟داستان «بمب» در سال 66 می گذرد. برای تصویر کردن تهران آن روزها چه چیزهایی نیاز است؟ آیا باید تصویرگر یک دهه 60 واقعی باشیم و یا چون آثاری مثل «نهنگ عنبر» برداشتی فانتزی و دست چین شده از دهه شصت داشته باشیم؟ آیا «بمب» اشتباهات «آباجان» را تکرار نکرده است؟برای روشن تر شدن ماجرا ارجاعتان می‌دهم به اولین سکانس خارجی «بمب»؛ جایی که لیلا حاتمی از خیابان می گذرد، در قاب چه چیزهایی می‌بینیم؟ یک باجه تلفن زرد رنگ، یک خانم با مانتویی بلند، زنی چادری با زنبیل قرمز، دوربینی که با فیلتری زرد رنگ کمی تصویر را نوستالوژیک کرده، یک آرایشگاه که با فونتی مخصوص دکان های آن دهه قرار است فضا ساز باشد، پیکان و.. در «بمب» انباشت عناصر و اشیای آن دهه در هر نمای خارجی احساس چیدمانی مصنوعی به بیننده می‌دهد. همان کاری که هاتف علیمردانی در «آباجان» کرده بود و به درستی نقد شده بود. اگر در «نهنگ عنبر»، سامان مقدم این همه عناصر را کنار هم می چیند، ساختار فیلم این اجازه را می دهد.آن جا با یک کمدی طرف هستیم که عناصر را در خدمت خلق موقعیت می گیرد و قرار نیست اتمسفر دراماتیکی ایجاد شود. برخلاف «بمب» که نسبتش با رئالیسم خیلی مستقیم‌تر است، اینجا که قرار نیست فانتزی ببینیم.در چنین فضایی دیدن پوستر «خانه دوست کجاست» کیارستمی، نوار کاست، صف نفت و گالن هایی که با هم بالا می آیند، گرچه که همه اش خاطره انگیز است اما خلاف یک رویه رئالیستی است. از همین جهات «بمب» حتی برخلاف نظر عده‌ای در فضا سازی هم موفق نیست و دائما تلاش (در واقع زور زدن هایش) یک کارگردان را پشت تک تک سکانس هایش می بینیم و این گونه بازنمایی فیلم واقعی به نظر نمی رسد.    از فضا سازی که بگذریم به روایت می رسیم؛ روایتی که در سه مکان به موازات پیش می‌رود. یکی خانه‌ی میترا و ایرج است، یکی مدرسه است و دیگری هم زیرزمین یا همان پناهگاه. روایت ها در این سه فضا باید هم‌افزایی داشته باشند و همدیگر را پیش ببرند یعنی اگر سردی ایرج و میترا در خانه می بینیم با سکانسی همسان در مدرسه به ازای آن عصبیتی را در مدرسه از سمت ایرج ببینیم (اتفاقی که به اندازه نمی‌افتد) و البته باز هم در پناهگاه عشق نوجوان‌های داستان را هم در جهت تقویت عشق اصلی داستان ببینیم. اتفاقی که نیفتاده و فیلمی که بر مبنای یک خرده پیرنگ است این گونه کش آمده.شاید در سینمای اروپای شرقی و یا حتی در آثار بیگله جیلان و هانکه این تم روایی موفق است، اما وجه اشتراک همه‌ی آن‌ها خط روایی پیش‌برنده و محرک است و در عین حال همگن بودن فضاهای متفاوت داستانی و یا همان خرده روایت هاست. در «بمب» اما فضاها همگن نیست . تفاوت «بمب» با آثاری که احتمالا کعبه آمال دنیای فیلمسازی معادی است، یکی خط فقیر داستانی و دوم چند پارگی است. سه فضای فیلم «بمب» در واقع از هم گسسته شده است، خاصه آن که مثلا در مدرسه با یک فضای گوتیک (کمدی سیاه) مواجهیم. تیپ سیامک انصاری و آن همه تاکید بر سخنرانی‌های سر صف و گیر و گورهایش به دیوارنویسی‌ها است که با شعارهایی ایدئولوژیک (مرگ بر آمریکا، اسرائیل، انگلیس) ایجاد شده، همه شاید نگاه محترمی پشتش داشته باشد اما در روایت جای نگرفته، چون دقایقی بعد در کنار یک ملودرام سردگم و در خانه میترا و ایرج قرار می گیرد و بعد در کنار پناهگاهی که دوربینش مستند است. مخاطب سه لحن را به فاصله کم در کنار هضم نمی کند .مدرسه کمدی دارد کمدی سیاه، پناه‌گاه رئالیته ترین وجه ماجراست و میزانسن‌های محترمی هم دارد، خانه هم که رهاترین بخش داستان است.    به عبارتی میشد از فضاسازی مصنوع فیلم و از داستان فقیر فیلم گذشت و دلخوش به تازگی‌های احتمالی‌اش شد، اما حتی عشق نوجوان‌های فیلم را هم خیلی بکرتر در «درخت گلابی» دیده بودیم، فضای دهه شصت را هم در «سیانور»، «نهنگ عنبر»، «آباجان». دیالوگ‌بازی های میترا و ایرج را هم در «ایتالیا ایتالیا» دیده بودیم و اغراق‌های مدیر مدرسه را هم در بیشمار تئاترها و کمدی‌ها. چه بد که هیچکدام این‌ها تازه نیست. معادی حتما می داند تب نوستالوژی چندین سال است که باب شده و خیلی از عناصرش خرج شده. «بمب» نمی تواند نوستالوژی را ابزار حرف‌های قشنگش کند و حرف‌های قشنگ در غیبت داستان مقهور اشیا می شوند.فضا سازی که آن و روایت هم که این! می دهد فیلمی که خیلی خوشبینانه در نهایت معمولی است. هر چند که اهمیت گفت و گو و عشق را یادمان بیاورد. هر چند که دغدغه‌های خوبی داشته باشد و لابه لای نوستالوژی بازی‌هایش بخواهد خشونت جنگ و دهه 60 را یادمان بیاورد، موسیقی خوب، طراحی لباس خوب، ایده هایی چون کراوات بستن در خیابان، گیلکی خواندن آن معلم مدرسه و بیم ها و امیدها و تخته نرد در پناهگاه، همه محترم و قابل ستایش است اما ضعف‌های «بمب» را پوشش نمی‌دهد، گو این که کسی برای دیدن چند ایده درخشان یک فیلم نمی‌بیند مثل همان‌هایی که برای یک دکمه کت نمی خرند.